على اصغر حلبى

149

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

اطلاعات را محرمانه تلقى كند و نزد خود نگه دارد . بنابراين طبق نظر اسماعيليه همه اتباع حكومت دينى ، بر وفق هوش و درايت و اخلاص و وفادارىشان با اسرار ديانت آشنا مىشوند . لازم به توضيح نيست كه اگر اتباع چنين حكومت دينى بيعت خود را نقض كنند و دين يا مذهب ديگرى بپذيرند بشدت مجازات مىشوند ( به شرط اينكه دستگير شوند ) . تا زمان به قدرت رسيدن فاطميان ، اسماعيليه نيز مانند ساير فرقه‌هاى شيعه بىتابانه در انتظار ظهور مهدى ( ع ) بودند كه صلح و سعادت و بركت را به جهان ارزانى دارد . پس از استقرار فاطميان ، مفهوم و مصداق مهدى به فردى مشخص يعنى « قائم » تغيير كرد . خلفاى فاطمى هر كدام لقب قائم يافتند و بدينسان « عقيده به مهدى در امامت منحل شد ، يعنى در امامت سلسله‌يى كه مأموريت آنان دربردارندهء اهدافى بود كه مهدى مىبايست در دورهء يك امام و زير نظر او يا جانشين او دنبال گيرد . » حكومت دينى اسماعيلى از يكايك اتباع خود مىخواهد كه در جهاد « با كسانى كه از دين خارج شده‌اند » بكوشند . شركت در اين جهاد واجب است ، ولى آغاز آن موكول به يك شرط مهم است : بايد حتما به حكم و تحت ارشاد امام يا نمايندهء موثق او باشد . همه اتباع اين حكومت دينى به لزوم و فايدهء تقيه « 1 » معتقد بودند هر چند ضرورت آن در عصر سلطهء فاطميان به صفر رسيده بود . با اينهمه تقيه امرى مطاع و متبع است و گاه آن كه امام در غيبت باشد ، امت او موظفند براى پرهيز از هر آسيبى ، تقيه پيشه كنند . طبق منابعى كه مورد تأييد اسماعيليه هم هست پيش از دولت فاطميان ، حتى خود ائمه هم تقيه را رعايت مىكردند . فرقهء اماميه و اسماعيليه معتقدند كه تنها حاكم بر حق تمامى حوزه‌هاى نشر دعوت در جهان ، همانا امام است . از آنجا كه ممكن است همه وقت حكومت دينى اسماعيلى برپا نباشد ، وظيفهء يكايك اسماعيليان است كه در نشر آيين خود بكوشند . فاطميان توجه بسيارى به علم و فراست داعيان خود نشان مىدادند .

--> ( 1 ) . التّقيّة - كتمان العقيدة اتّقاء الفتنة - تقيّه پوشيده داشتن عقيده است از براى پرهيز از فتنه . « و اين قضيّه [ - تقيّه ] از آن جمله است كه مخالفان بر ما عيب كنند و طعن زنند ، و حال آنكه [ درستى ] آن در عقل مقرّر است و در شرع قرآن مجيد به آن ناطق است ، و در صحابه جماعتى بر آن عمل كردند چون عمّار ياسر . . . و جز او تا خداى تعالى در حقّ او آيه بفرستاد : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ [ نحل ، 16 / آيهء 106 ] . . . و صادق ( ع ) را از تقيّه پرسيدند ، گفت : التقيّة دينى و دين آبائى - تقيّه دين من است و دين پدران من » ( - ابو الفتوح رازى ، تفسير ، 3 / 4 - 6 ، شعرانى ؛ شيخ مفيد ، اوائل المقالات ، 96 - 97 ، واعظ چرندابى ، تبريز ، 1323 ه . ش . ) .